شب چهارشنبه سال 1397

ساعت - 21:35

صدای تلفن....

امین موبایلت داره زنگ میخوره  !

باشه مامان الان میام.

بدو دیگه الان قطع میشه ؟

امین : الو ! سلام 

امین : مرسی تو خوبی ؟

امین : فداتشم چه خبر چرا صدات گرفته ؟

امین : چی شده بگو ببینم !

امین : بگو دیگه نصفه جون شدم !

امین : کجا بود مگه ؟

امین تو از کجا خبردار شدی ؟

مامان : امین چی شده ؟ چی شده ؟ کیه ؟

امین : صبر کن مامان

امین : خب الان کجاست ؟

باشه الان میرسونم خودمو

مامان : امین چی شده نگران شدم !

هیچی مامان یه آتیش سوزی کوچیک تو دفتر شده

برم ببینم چه اتفاقی افتاده بهت خبر میدم نگران نباش

"زیبا" گفت اتفاق خاصی نیفتاده

........

خوب شد نذاشتم مامان بفهمه برم ببینم چه خاکی تو سرمون

باید بریزیم

.......

سلام زیبا چیشده ؟

امین بیا بدبخت شدیم همه مدارک مشتریامون سوخته

سیستم ها کلا سوختن از کل دفتر یه ذغال برامون مونده

آتش نشانی میگه اتصال برق توی سالن اصلیمون باعث شده

دیزاین سالن مشتعل بشه و کل سالن کارمندا رو سوزونده

.....

کانون برندینگ راهِ الف 

یکی از مهمترین بیزینس های من که در آستانه مهمترین

و حساس ترین برهه خودش در حال دود شدن بود و من

فقط میتونستم نگاه کنم نگاه کنم و نگاه کنم




ستاره قطبی...

زیبا شریک تجاری من بود دختری پرتلاش و پر شور که روحیه کارآفرینی

بالایی داست، سرسخت بود میتونست از پس مشکلات محیط های 

مردونه بربیاد مخصوصا در بیزینسی که داشتیم و همینطوری داشت میسوخت.

به هرحال من و زیبا باقی مونده های دفتر رو جابجا کردیم به یه دفتر کوچیک

و در مجموع با خسارت هایی که وارد شده بود 250 میلیون از پولمون دود

شد . البته باید بگم این 250 میلیون تمام چیزی بود که داشتیم و تمام صرف

خسارت ها و هزینه های یک اتفاق ناخواسته شد

من و زیبا تصمیم گرفتیم یبار دیگه بیزینس نصفه جون خودمون رو سرپا

کنیم پس سریع یه جلسه تشکیل دادیم و تا مسیر و استراتژی های کارمون

رو که شامل کلی برنامه ریزی استراتژیک هم برای خودمون و هم برای مشتریامون

بود رو دوباره بررسی کنیم .

به بچه های شرکت و زیبا سپردم که کل کارای مشتریا رو جمع و جور کنن 

که خوشبختانه توی پنج هفته زیبا تونست تمام استراتژی ها و برنامه ریزی هارو

دوباره برای مشتری ها بررسی کنه و به روز اولشون برگردونه


.....


من و ستاره قطبیِ بیزینس

من در تمام این مدتی که زیبا داشت تلاش میکرد سعی میکردم مهمترین

اولویت رو پیدا کنم که بشه ستاره قطبی بیزینس ما


ستاره قطبی بیزینس یعنی پیدا کردن همون یجای و یک نقطه مهم در بیزینس

که بیشترین درآمدزایی و ورودی از اون بخش بود مجبور بودم دنبال ستاره قطبی 

باشم چون دیگه هیچ پولی برای تبلیغات و جذب مشتری و سرپا کردن دوباره بیزینس

و درآمدزایی ازش رو نداشتیم


گشتم و گشتم تا رسیدم به آقای محمدی

مهمترین تاچ پوینت بیزینس ما برای مشتری

تاچ پوینت (Touch point) :

یعنی نقاط تماسی که مشتری در اون لحظه با برند شما
ارتباط برقرار میکنه برای مثال تبلیغات شما رو میبینه یا از 

گوگل وارد سایت شما میشه و یا از طریق پستی وارد پیجتون

میشه همه اینها تاچ پوینت های برند شما هستن.


محمدی بهترین فروشنده من بود که میتونست عجیب غریب 

پرونده مشتری ها رو نهایی کنه و فروش انجام بشه 


و بهتر از همه مهمترین تاچ پوینت ما یه انسان بود و این 

خیلی عالی بود به هر حال با محمدی یک جلسه گذاشتم

و فقط خواستم بهش گوش کنم و فکر میکنم اون آتیش سوزی

تبدیل شد به بهترین حادثه ای که میتونست بیفته چون

به ما اجازه تا یکی مثل محمدی رو پیدا کنیم که هر روز

پیشمون بود ولی بهش توجه نمیکردیم

از محمدی پرسیدم بنظر خودت چجوری میتونی فروش های

خوبی ایجاد کنی گفت دو سه ماه پیش یه آموزش برای

فروش دیدم که توش گفته بود ستاره قطبی فروش خودتون رو

پیدا کنید که داشت توضیح میداد ستاره قطبی چیه که...

که من بهش گفتم تو خودت ستاره قطبی منی و برای همین

الان تو این جلسه ای گفت یعنی چجوری !


گفتم تو بهترین فروشنده مایی و بیزینس ما الان دچار بحران شده

و تو ستاره قطبی این بیزینسی تا نجاتش بدی و الان من به کمکت

احتیاج دارم


محمدی گفت راستش من یه مدتی دارم پس انداز میکنم یه آموزش 

خفن پیدا اون رو استفاده کنم وضعیت خیلی متفاوت تر میشه


خلاصه آموزش رو معرفی کرد و من و زیبا رفتیم سراغش که ببینیم چیه

و خلاصه یه آموزش گرون و خیلی معتبر بود به هرحال من و زیبا اون آموزش 

را برای محمدی خریدیم تا زمان گذشت و رسید روزی که من

و زیبا تصمیم گرفتیم بیزینس رو بفروشیم و تا زیبا بتونه مهاجرت کنه

و من هم برم سراغ یه همکاری با یه سازمان مالی خارجی

و شاید باورتون نشه محمدی با تیم هفت نفره فروش خودش که 

خودش تربیت کرده بود خریدار یه بیزینس  3.5 میلیاردی شد و

همین الان هم داره فعالیت میکنه و براش آرزوی موفقیت دارم


....


ستاره قطبی : یک استراتژی توسعه و رشد بیزینس است 

که به شما کمک میکنه یه نقطه قوت به شدت خوب رو پیدا کنید 

و بجای تمرکز روی چند مورد کم ارزش تمام توجه شما رو روی

یک نقطه قوت و توسعه ی اون نقطه قوت جمع میکنه و باعث

میشه که توسعه بیزینس از همون بخش اتفاق بیفته که

در نهایت باعث رشد کل سیستم میشه.

هدف استراتژی ستاره قطبی این که :

باعث بهبودی رقابت پذیری توی بازار بشه

مشتری های جدید جذب کنه

و باعث افزایش درآمد و سهم بازار بشه



اما چجوری استراتژی ستاره قطبی بکار ببندیم !

تحلیل بازار و رقابت:
ابتدا باید بازار مورد نظر خود و رقبای موجود را به دقت تحلیل کنید. 

بررسی نقاط ضعف و قوت رقبا، نیازهای مشتریان و فرصت‌های بازار از مراحل اساسی در این تحلیل است.

انتخاب نیچ بازار:
پس از تحلیل بازار، باید یک نیچ بازار یا یک بخش خاص از بازار را که پتانسیل رشد و توسعه بالایی دارد را انتخاب کنید. 

این نیچ باید بر اساس قابلیت‌ها و منابع شما و نیازهای واقعی مشتریان مشخص شود.

تعیین نقطه قوت:
یکی از مهمترین مراحل بکارگیری استراتژی "ستاره قطبی"، تعیین نقطه قوت یا مزیت رقابتی بیزینس شما است. 

این می‌تواند محصولات یا خدمات منحصر به فرد، فناوری‌های نوآورانه، کیفیت بالا، خدمات پس از فروش عالی و ... باشد.

تمرکز بر رشد و توسعه:
پس از تعیین نقطه قوت، باید بر رشد و توسعه بیشتر در این زمینه تمرکز کنید.

 این شامل تقویت و بهبود نقطه قوت، گسترش بازار و جذب مشتریان جدید، و توسعه فرآیندهای کسب و کار برای بهبود عملکرد می‌شود.

تبلیغات و بازاریابی:
برای موفقیت استراتژی "ستاره قطبی"، باید از تبلیغات و بازاریابی مناسب استفاده کنید 

تا نقطه قوت بیزینس شما به مشتریان مناسب معرفی شود و در بازار شناخته شود.

پایش و ارزیابی مداوم:
در این مرحله، باید عملکرد بیزینس خود را به دقت پایش و ارزیابی کنید. 

این شامل بررسی عملکرد مالی، رضایت مشتریان، واکنش بازار و رقبا، و تطابق استراتژی با اهداف کسب و کار می‌شود.

با بکارگیری این مراحل و اجرای استراتژی "ستاره قطبی"

می‌توانید بیزینس خود را به عنوان یکی از برترین و برجسته‌ترین شرکت‌ها 

در صنعت خود شناخته کنید و رشد بیشتری را داشته باشین.

حالا من از شما میپرسم 

ستاره قطبی شما توی زندگی یا کارتون چیه ؟



امضا : امین لطفی

تاریخ : 1402/11/27