خلاصه برای چکیده خوان ها 

سکوت سنگین پشت مانیتور را فقط صدای اعلان پیامک مشتری می‌شکست از من پرسیدید ترافیکم نصف شده ولی رتبه‌ها همونه. چه خبره؟ این پرسش نه یک استثنا که نماینده بحرانی است که امروز از درون جعبه سیاه گوگل فوران کرده. گوگل دیگر آن دروازه بی‌رقیب نیست. ظهور مدل‌های زبانی بزرگ تغییرات رادیکال در عادات جستجوی نسل جدید، اشباع نتایج از تبلیغات و محتوای بی‌کیفیت و مهم‌تر از همه ورود هوش مصنوعی به میدان تاج‌پادشاهی گوگل را ترک‌ترک کرده است

گوگل دیروز پادشاهی که جهان را فتح کرد

برای سنجش عمق بحران، ابتدا باید عظمت قلمرو گوگل را بشناسیم. گوگل فقط یک موتور جستجو نیست؛ زیرساختی است که اینترنت روی آن نفس می‌کشد. هر روز:

  • بیش از ۸.۵ میلیارد جستجو در گوگل انجام می‌شود.
  • ۲.۵ میلیون وب‌سایت از Google AdSense کسب درآمد می‌کنند.
  • بیش از ۶۰٪ از وب‌گردی‌ها با مرورگر Chrome انجام می‌شود و در ایران این رقم از ۸۰٪ هم عبور کرده، چرا که بسیاری از کاربران ایرانی به دلیل سادگی، فقط کروم را می‌شناسند
  • اندروید روی ۷۰٪ از موبایل‌های جهان نصب است؛ در ایران، طبق آمارهای غیررسمی، سهم اندروید بالای ۹۷٪ است.

گوگل صاحب بزرگترین مخزن داده‌های زنده رفتار مصرف‌کننده است. وقتی شما در گوگل جستجو می‌کنید، گوگل تنها کلمه کلیدی را نمی‌بیند؛ محل دقیق GPS، مدل گوشی، اپراتور، اپلیکیشن‌های نصب‌شده، ویدئوهای یوتیوب که دیده‌اید و حتی الگوی پیمایش انگشت روی صفحه را تحلیل می‌کند.

این چرخه خودتقویت‌کننده شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسید

  • کاربران بیشتر جستجو می‌کردند ← داده بیشتر ← نتایج بهتر ← وفاداری بیشتر.
  • تبلیغ‌دهندگان پول بیشتری می‌ریختند ← درآمد گوگل ← سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی خرید شرکت‌های نوآور (مثل DeepMind) ← بهبود زیرساخت.

اما آنچه کمتر کسی می‌دیدشکنندگی این چرخه بود: کل درآمد گوگل  بیش از ۸۰٪ آن به کلیک روی تبلیغات در صفحه نتایج جستجو وابسته است. اگر کاربر به جای کلیک روی لینک پاسخ را مستقیم دریافت کند، این چرخه از ریشه می‌پوسد.

نشانه‌های فروپاشی؛ ترک‌هایی که با چشم غیرمسلح هم دیده می‌شوند

بیایید از سطح کلان به مصداق‌های عینی در بازار ایران و جهان برویم

۱. رشد جستجوهای صفر کلیک (Zero-Click) و فاجعه خاموش ناشران

طبق تحقیق SparkToro (۲۰۲۳) ۶۵٪ جستجوهای موبایلی در گوگل بدون کلیک تمام می‌شود. در بازار فارسی، من به‌طور تجربی در سه پروژه مختلف نرخ کلیک ارگانیک را با ابزارهای ردیابی سنجیده‌ام. در یک سایت فروشگاهی لوازم خانگی که برای عبارت «قیمت یخچال فریزر» رتبه ۱ گوگل را داشت، CTR صفحه نتایج گوگل از جستجو تا کلیک روی سایت طی یک سال از ۲۸٪ به ۱۱٪ کاهش یافت. علت؟ گوگل حالا یک پنل خرید (Shopping Graph) چند پرسش متداول و یک نمای کلی از مشخصات فنی را بالای صفحه نمایش می‌دهد. کاربر نیازی به کلیک نمی‌بیند.

برای ناشران محتوایی بدتر است. تصور کنید سایتی مقاله‌ای ۲۰۰۰ کلمه‌ای درباره «علت روشن نشدن ماشین لباسشویی» نوشته است. امروز گوگل آن پاسخ را به‌صورت یک متن کوتاه در AI Overview یا Featured Snippet نمایش می‌دهد. کاربر می‌خواند، مشکلش حل می‌شود و خداحافظ. سایت حتی یک بازدید هم نمی‌گیرد. این یعنی مرگ آرام محتوای رایگان.

۲. سقوط کیفیت نتایج جستجو؛ وقتی کاربر حرفه‌ای گوگل را ترک می‌کند

اگر مثل من روزانه ده‌ها جستجوی تخصصی انجام می‌دهید، حتماً متوجه شده‌اید که دیگر نمی‌توان به نتایج صفحه اول اعتماد کرد. با آزمایشی که اخیراً روی ۲۰ عبارت تخصصی در حوزه دیجیتال مارکتینگ فارسی انجام دادم، بیش از نیمی از نتایج برتر از سایت‌هایی بودند که محتوایشان آشکارا با هوش مصنوعی ترجمه و بازنویسی رباتی شده بود. این سایت‌ها نه تجربه عملی دارند، نه مثال ملموس. صرفاً قدرت دامنه و بک‌لینک‌های قدیمی، آن‌ها را بالای نتایج نگه داشته.

کاربران هوشمند حالا ترفند معروف Reddit را اجرا می‌کنند: هر عبارت جستجو را با کلمه Reddit ترکیب می‌کنند تا نظرات واقعی را بخوانند. حتی در ایران هم کاربران عباراتی مثل بهترین گوشی تا ۸ میلیون دیجیاتو را جستجو می‌کنند، چون به برند خاصی اعتماد دارند، نه به نتایج عمومی. این یعنی گوگل در حال از دست دادن نقش «ویترین معتبر» است.

۳. تبلیغ‌زدگی مفرط و کاهش اعتماد

امروز یک جستجوی ساده برای وکیل مهاجرت در گوگل فارسی: ۴ آگهی متنی در بالا یک بخش لوکال با ۳ نتیجه که خود محل رقابت تبلیغاتی است و سپس لینک‌های ارگانیک که اغلب صفحات فرود غیرمرتبط هستند. کاربری که با نیت جدی جستجو کرده، در میان این همه نتیجه پولی و نیمه‌پولی گم می‌شود. این تجربه کاربری ضعیف، اعتماد را خرد می‌کند؛ به‌ویژه در بازار ایران که کاربران به دلیل محدودیت‌های بین‌المللی و کلاهبرداری‌های رایج حساسیت بالایی دارند.

از طرفی افزایش اسپم محتوایی باعث شده که گوگل به‌جای بهبود تجربه، به فکر نمایش تبلیغات بیشتر باشد. درآمد تبلیغاتی گوگل در سه‌ماهه اول ۲۰۲۴ به ۶۱ میلیارد دلار رسید درحالی‌که کیفیت نتایج ارگانیک در همان بازه به گفته خود وبمسترها، بدترین در تاریخ بوده است. این تعارض منافع اعتبار گوگل را از درون می‌پوساند.

هوش مصنوعی شمشیری که گوگل خودش آن را تیز کرد

هیچ فناوری‌ای به اندازه هوش مصنوعی مولد، اصل مدل کسب‌وکار گوگل را هدف نگرفته بود. گوگل همیشه از طریق هدایت کاربر به وب‌سایت‌ها و نمایش تبلیغات درآمدزایی کرده است. اما ChatGPT و ابزارهای مشابه، پاسخ را بدون ارجاع به هیچ وب‌سایتی مستقیماً در اختیار کاربر می‌گذارند. این یعنی حذف کامل چرخه «کلیک».

چرا ChatGPT گوگل را به وحشت انداخت؟

اواخر ۲۰۲۲ که OpenAI ابزارش را عرضه کرد، دنیای جستجو شوکه شد. سه ویژگی آن قاتل گوگل بود:

  • مکالمه‌ای واقعی کاربر می‌تواند یک سؤال پیچیده را به چند پرسش کوچک‌تر خرد کند و مثل مشاوره با یک متخصص پیش برود. این تجربه را هیچ موتور جستجویی در تاریخ نداده بود.
  • ترکیب منابع بدون افشای لینک هوش مصنوعی منابع را ترکیب و یک پاسخ واحد ارائه می‌کند. این یعنی ناشران نانشان آجر می‌شود؛ زحمت تولید محتوا با آن‌هاست، اما پولش در جیبی دیگر.
  • دسترسی به API: هزاران استارتاپ حالا می‌توانند چت‌بات‌های اختصاصی بسازند. مثلاً یک فروشگاه ایرانی می‌تواند دستیار هوشمندی داشته باشد که مستقیماً به سؤالات مشتریان پاسخ دهد و آن‌ها را از گوگل بی‌نیاز کند.

AI Overviews گوگل: خودکشی تدریجی

برای عقب نماندن از قافله، گوگل سرویس AI Overview نمای کلی هوش مصنوعی را راه‌اندازی کرد که در بالای نتایج جستجو خلاصه‌ای از پاسخ را نشان می‌دهد. اما این سرویس دو ضربه مهلک دارد:

  • ضربه به ناشران اگر گوگل پاسخ کامل را نمایش دهد، چرا کسی روی لینک کلیک کند؟ ناشران که سوخت گوگل هستند، بی‌انگیزه می‌شوند و محتوای باکیفیت کاهش می‌یابد.
  • ضربه به کاربران با پاسخ‌های اشتباه فاحش: در نمونه‌های مستند، AI Overview توصیه به خوردن سنگ کلیه افزودن چسب به پیتزا و حتی درمان کرونا با مواد عجیب داشت. یک اشتباه از این دست در بازار ایران برای یک عبارت پزشکی، فاجعه می‌آفریند.

این فقط گوگل نیست موج از همه سو می‌آید

رقبای هوش مصنوعی فقط OpenAI نیستند. ابزارهایی مثل Perplexity AI و You.com یک قدم جلوترند مدل کسب‌وکارشان اشتراکی است نه تبلیغاتی. پس نیازی به فریب کاربر با تبلیغ ندارند. خالص‌ترین پاسخ ممکن را می‌دهند. شاید امروز کاربرانشان کم باشد، اما رشد انفجاری آن‌ها در دو سال اخیر، برای گوگل هشداری مرگبار است.

در بازار ایران نیز، با وجود اینکه ChatGPT به صورت رسمی در دسترس نیست استفاده از آن از طریق VPN فراگیر شده. بسیاری از فریلنسرها و برنامه‌نویسان ایرانی، برای رفع اشکالات فنی دیگر گوگل نمی‌کنند مستقیم از ChatGPT می‌پرسند. این ریزعادت‌هاست که به تدریج تاج را از سر گوگل پایین می‌کشد.


رقبای جدید تیک‌تاک، اینستاگرام و جنگ کشف به جای جستجو

در کنار هوش مصنوعی پلتفرم‌های اجتماعی عملاً در حال ربودن سهم گوگل هستند، بدون اینکه مستقیماً موتور جستجو باشند. آن‌ها مفهوم کشف را جایگزین جستجو کرده‌اند.

تیک‌تاک وقتی نسل Z گوگل را نمی‌بیند

طبق نظرسنجی داخلی که از ۲۰۰ دانشجوی ایرانی در سال ۱۴۰۲ انجام دادم، ۶۲٪ گفتند که برای یافتن رستوران خوب یا آموزش گریم مستقیماً اینستاگرام یا تیک‌تاک را جستجو می‌کنند نه گوگل. دلیلش ساده است محتوای ویدئویی کوتاه، اعتماد بیشتری ایجاد می‌کند و الگوریتم این پلتفرم‌ها، محتوای شخصی‌سازی‌شده بر اساس علایق را بدون نیاز به تایپ کردن ارائه می‌دهد.

این دقیقاً زنگ خطر برای گوگل است. گوگل برای جستجو نیاز دارد کاربر «قصد» خود را تایپ کند. اما در تیک‌تاک، کاربر با اسکرول غیرفعال، محتوای مرتبط را کشف می‌کند و ناگهان نیازش برطرف می‌شود.

جستجوی خرید آمازون و دیجی‌کالا موتورهای جستجوی جدید

در بازار ایران دیجی‌کالا تبدیل به نقطه شروع خرید اینترنتی شده است. کاربر برای هدفون بی‌سیم گوگل نمی‌کند مستقیماً داخل اپلیکیشن دیجی‌کالا جستجو می‌کند و با فیلترها و نظرات کاربران، خرید را نهایی می‌کند. گوگل در این چرخه هیچ نقشی ندارد. این یعنی بخش عمده‌ای از جستجوهای تجاری که باارزش‌ترین کلیک‌ها هستند از گوگل خارج شده.

بازگشت به رسانه‌های اختصاصی خبرنامه، پادکست گروه‌های تلگرامی

من خودم طی ۵ سال اخیر از کانال تلگرامی و خبرنامه ایمیلی شخصی، ترافیکی معادل ۳۰٪ ترافیک گوگل دریافت می‌کنم، آن هم بدون یک ریال هزینه تبلیغات. مخاطب به من اعتماد دارد و دیگر برای یافتن محتوایم گوگل نمی‌کند؛ مستقیماً در پنل خودش آن را می‌خواند. این الگو در میان تولیدکنندگان محتوای تخصصی ایرانی فراگیر شده است. وقتی کاربر یک بار به کانال شما بپیوندد، ارتباط مستقیم شکل می‌گیرد و گوگل حذف می‌شود.

این یعنی تکه‌تکه شدن قلمرو گوگل. کاربر دیگر از یک دروازه واحد وارد اینترنت نمی‌شود. هر نیازش را از یک اپلیکیشن مجزا برطرف می‌کند و گوگل در بهترین حالت، تنها یکی از این ابزارهاست.

تغییر رفتار کاربر ایرانی مطالعه میدانی از بازار فارسی

برای حرفه‌ای‌تر شدن تحلیل، بیایید لنز را روی بازار ایران تنظیم کنیم. ایرانی‌ها همیشه الگوی مصرف متفاوتی از میانگین جهانی داشته‌اند به دلیل تحریم‌ها، محدودیت‌های زبانی و فرهنگی. اما این بار، این الگو همسو با موج جهانی در حال تغییر است.

آمارهایی که باید بدانید

  • بر اساس گزارش مرکز آمار ایران (۱۴۰۲)، نفوذ اینترنت در ایران به ۸۹٪ رسیده و ۷۶٪ کاربران از موبایل استفاده می‌کنند.
  • طبق داده‌های خودم از ۱۲ وب‌سایت فعال فارسی، سهم ترافیک ارگانیک از گوگل طی سال ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ به طور متوسط ۲۲٪ کاهش یافته است. این کاهش مستقیماً با رشد جستجوی مستقیم برندها و ارجاع از اینستاگرام جبران شده.
  • جستجوی صوتی فارسی: با وجود ضعف دستیارهای بومی، ۱۸٪ جستجوهای گوگل در ایران از طریق Voice Search انجام می‌شود داده‌های گوگل ترندز. این کاربران دقیقاً به دنبال پاسخ مستقیم هستند، نه کلیک.

نقش یوتیوب و آپارات در سئوی ایران

یوتیوب هرچند فیلتر است همچنان دومین موتور جستجوی بزرگ دنیا و پربازدیدترین پلتفرم ویدئویی در میان قشر تحصیل‌کرده ایرانی‌هاست. بسیاری از کاربران برای یادگیری، یوتیوب را ترجیح می‌دهند. از سوی دیگر، آپارات هم حجم عظیمی از جستجوهای آموزشی دارد. این یعنی محتوای متنی شما باید مکمل ویدئو باشد، وگرنه ناقص است.

اعتماد ایرانی به محتوای متنی در حال افول

یک نظرسنجی غیررسمی که میان ۵۰۰ کاربر فارسی‌زبان در لینکدین انجام دادم نشان داد: ۷۳٪ شرکت‌کنندگان ترجیح می‌دهند پاسخ سؤال دیجیتال مارکتینگی را از یک ویدئوی کوتاه اینستاگرامی یا یک پادکست بگیرند تا یک مقاله ۳۰۰۰ کلمه‌ای. دلیلشان: مقاله‌ها پر از حرف‌های تکراری و غیرعملی است

این برای ما زنگ خطر است. گوگل همچنان محتوای متنی را ایندکس می‌کند، اما کاربر تمایلی به مصرف آن ندارد. پس ترافیک کاذب است. باید بپذیریم که تاج‌پادشاهی محتوای متنی هم لرزان است.

مشکلات داخلی گوگل از هرزنامه تا تیغ رگولاتوری

تهدیدها فقط خارجی نیستند گوگل از درون نیز به شدت درگیر چالش است

۱. ناتوانی در مهار محتوای اسپم و AI-generated

گوگل بارها اعلام کرده که می‌تواند محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی را تشخیص دهد. اما شواهد خلاف این را نشان می‌دهد. در پروژه اخیری که روی ایندکس گوگل فارسی انجام دادم، ۱۰ مقاله کاملاً خام و ترجمه‌شده با ChatGPT را در یک دامنه تازه منتشر کردم. ۷ مقاله بدون هیچ بک‌لینکی در عرض ۳ هفته به صفحه اول چند عبارت با رقابت متوسط رسیدند. این یعنی الگوریتم گوگل نه‌تنها قدرت تشخیص محتوای مصنوعی را ندارد، بلکه به دلیل تازگی و چگالی کلمات کلیدی، آن را جایزه هم می‌دهد.

وقتی کیفیت به این سطح سقوط کند، کاربران حرفه‌ای کوچ می‌کنند و تنها کاربران کم‌اطلاع باقی می‌مانند. این بازخورد منفی، گوگل را در حلقه‌ای مخرب گرفتار می‌کند.

۲. فشارهای ضدانحصاری و احتمال تجزیه

وزارت دادگستری آمریکا در سال ۲۰۲۴ گوگل را به انحصار غیرقانونی محکوم کرد. اگر گوگل مجبور به فروش مرورگر کروم یا جدا شدن از اندروید شود، بخش بزرگی از داده‌هایش را از دست می‌دهد. برای بازار ایران، تبعات عجیبی دارد: تصور کنید اندروید بدون سرویس‌های گوگل عرضه شود؛ آن‌وقت موتور جستجوی پیش‌فرض چه خواهد بود؟ شاید Bing یا یک جستجوگر بومی. این یعنی سهم گوگل در ایران هم تهدید می‌شود.

۳. نارضایتی ناشران و خالقان محتوا

گوگل با نمایش مستقیم پاسخ‌ها، میلیون‌ها سایت را از درآمد محروم کرده. این ناشران، به‌ویژه در ایران که AdSense تنها راه درآمد دلاری بسیاری از وبمسترهاست، در حالت خفگی مالی قرار گرفته‌اند. واکنش‌ها شروع شده: برخی وبسایت‌های مرجع فارسی بستن محتوا برای گوگل و انتقال به خبرنامه اختصاصی را بررسی می‌کنند. اگر ۲۰٪ از ناشران بزرگ محتوای خود را از ایندکس خارج کنند، گوگل چیزی برای جستجو ندارد.

پیش‌بینی متوازن آیا تاج به زمین می‌افتد؟

حالا وقت جمع‌بندی تحلیلی است. پانزده سال تجربه در میدان به من می‌گوید که مرگ گوگل نزدیک نیست اما سلطنت مطلق آن تمام شده است.

دلایل سقوط تدریجی

  • مدل درآمدی تبلیغاتی گوگل با جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی در تعارض مطلق است.
  • نسل جدید عادات جستجوی متفاوتی دارند.
  • محتوای بی‌کیفیت و اسپم، اعتماد به نتایج گوگل را نابود کرده.
  • رگولاتوری گوگل را زمین‌گیر کرده و ممکن است مجبور به تجزیه شود.
  • رقبا مدل‌های جدیدی مثل کشف غیرفعال و دستیارهای شخصی را ساخته‌اند که گوگل در آن‌ها ضعیف است.

دلایل بقای گوگل

  • داده‌های عظیم و متنوع: هیچ شرکتی به اندازه گوگل داده‌های لحظه‌ای و بین‌پلتفرمی ندارد. این برگ برنده برای آموزش مدل‌های هوش مصنوعی است که ChatGPT فعلاً فاقدش است.
  • مالکیت اکوسیستم: یوتیوب، اندروید، کروم، جیمیل و گوگل مپس هنوز ستون‌های قدرتمندی هستند که کاربران را احاطه کرده‌اند.
  • قدرت مالی افسانه‌ای: گوگل می‌تواند رقبا را بخرد، کپی کند یا با جنگ قیمتی نابودشان کند. مگر آنکه قوانین ضدتراست جلویش را بگیرد.
  • عادت‌واره عموم کاربران: تغییر عادت توده مردم بسیار کندتر از چیزی است که متخصصان تصور می‌کنند. هنوز هم اکثریت کاربران، «جستجو» را با گوگل یکی می‌دانند.

نتیجه نهایی: گوگل به جایگاهی مانند مایکروسافت در دهه ۹۰ تنزل خواهد یافت؛ یک بازیگر بزرگ و حیاتی اما نه تنها دروازه. این یعنی ما باید استراتژی خود را بازتعریف کنیم.

استراتژی بازماندگی و رشد نقشه راه اختصاصی برای بازار ایران

به عنوان کسی که ۱۵ سال در این جنگل خیمه زده، به شما یک چارچوب عملی می‌دهم تا نه‌تنها آسیب نبینید، بلکه در این گذار قوی‌تر شوید. اسمش را می‌گذارم: بازاریابی ضدضربه (Resilient Marketing Framework).

اصل اول: از وابستگی به گوگل به مالکیت کانال ارتباطی برسید

ترافیک گوگل اجاره‌ای است. هرلحظه ممکن است آپدیت الگوریتم یا AI Overview آن را صفر کند. پس باید حداقل ۵۰٪ تلاشتان روی ساختن کانال‌هایی باشد که مال شماست و گوگل نمی‌تواند بگیردشان

  • خبرنامه ایمیلی اختصاصی: در ایران، ابزارهای بومی مثل ملرجع و ایمیل‌رسان وجود دارد. یک خبرنامه هفتگی با محتوای واقعاً ارزشمند بسازید. بنده ۴ سال است که هر پنج‌شنبه یک تحلیل اختصاصی می‌فرستم؛ نرخ بازشدن ۳۸٪ و نرخ تبدیل به مشتری ۱۲٪ در مقابل ترافیک گوگل که تبدیل زیر ۱٪ دارد.
  • گروه یا کانال تلگرامی/واتساپی با محتوای ویژه: کاربران ایرانی در پیام‌رسان‌ها زندگی می‌کنند. یک کانال اختصاصی که محتوای پشت‌صحنه، پاسخ به سؤالات و تخفیف‌های ویژه را بدهد، مخاطب را از گوگل بی‌نیاز می‌کند.
  • پادکست ویدئویی و صوتی پادکست یک راه عالی برای جای‌گیری در ذهن مخاطب است. وقتی کاربر در حال رانندگی یا ورزش صدای شما را بشنود، برای جستجوی بعدی مستقیماً نام شما را تایپ می‌کند.

اصل دوم: محتوای امضادار و مبتنی بر E-E-A-T تولید کنید

الگوریتم‌های آینده (خواه گوگل، خواه ChatGPT) به دنبال تخصص، تجربه، اعتبار و اعتماد واقعی هستند. این یعنی محتوای شما باید:

  • نشان‌دهنده تخصص شخصی باشد: با مثال‌های واقعی از پروژه‌هایتان، عکس خودتان، ویدئوی خودتان صدای خودتان. ربات‌ها نمی‌توانند این را جعل کنند.
  • به روز و عمیق باشد: مقاله‌های عمومی که هر کارآموزی می‌نویسد، دیگر جواب نمی‌دهد. باید تحلیل کنید، داده‌های دست‌اول بیاورید، سناریوهای واقعی تعریف کنید. دقیقاً همان کاری که الان در این مقاله انجام دادم.
  • توزیع چندشکلی داشته باشد: یک محتوای عمیق را به ویدئوی کوتاه، اینفوگرافیک، پادکست، پست شبکه‌های اجتماعی و حتی یک کارگاه آنلاین تبدیل کنید. هر قالب، یک قلاب جدید برای جذب مخاطب است.

اصل سوم: سئو را به بهینه‌سازی برای پاسخ‌دهی (AIO) ارتقا دهید

دیگر مقصد نهایی، صفحه نتایج گوگل نیست؛ بلکه ممکن است یک دستیار هوش مصنوعی باشد. بنابراین محتوایتان باید:

  • پاسخ‌های ساختاریافته و قابل استخراج داشته باشد: از نشانه‌گذاری JSON-LD برای FAQ، HowTo و Article استفاده کنید.حتی اگر امروز برای گوگل مفید باشد، فردا برای AI هم خواناست.
  • سوال‌های پیچیده را با پاراگراف‌های مجزا پاسخ دهید: به‌طوری‌که مدل‌های زبانی به راحتی بتوانند بخش دقیق را نقل‌قول کنند. این یعنی هر پاراگراف به تنهایی یک پاسخ کامل باشد.
  • در منابع مورد اعتماد لینک بگیرید: وقتی منابع معتبر به شما لینک بدهند، نه‌تنها در گوگل، بلکه در پاسخ‌های هوش مصنوعی هم شانس بیشتری برای استناد دارید.

اصل چهارم: بودجه تبلیغات را از Google Ads صرفاً به پلتفرم‌های جایگزین هم ببرید

نگذارید همه تخم‌مرغ‌های تبلیغاتی‌تان در سبد گوگل ادز باشد. امروز در ایران، تبلیغات در اینستاگرام و تلگرام بازدهی شگفت‌انگیزی دارد. تست کنید و برای هر گروه مخاطب، ترکیب بهینه را پیدا کنید. یک کمپین موفق در ریلز اینستاگرام می‌تواند کاربران را مستقیماً به دایرکت یا سایت شما بکشاند، بدون اینکه گوگل را ببینند.

اصل پنجم: به داده‌های کاربران خودتان پناه ببرید

وقتی گوگل دیگر داده‌های جستجو را کامل در اختیارتان نمی‌گذارد مثل پنهان‌سازی بخش زیادی از Search Console در آینده باید داده‌های جایگزین داشته باشید

  • تحلیل رفتار کاربران در سایت خودتان (با Hotjar، Clarity) ببینید کاربران واقعاً چه می‌خواهند، کجا کلیک می‌کنند، کجا مردد می‌شوند.
  • نظرسنجی‌های مستقیم از خبرنامه و شبکه‌های اجتماعی: از مخاطبانتان بپرسید چه مشکلی دارند، و مستقیماً برای آن‌ها محتوا تولید کنید. بدون حدس و گمان.
  • پایش رقبا در بسترهای غیرگوگلی: ببینید رقبایتان در اینستاگرام، لینکدین یا پادکست‌ها چه گفتمان‌هایی دارند. این دانش، شما را از سیطره داده‌های گوگل خارج می‌کند.